السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)
577
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)
و از امام عليه السلام سؤال كردم : شخصى از ديگرى چند بار رطب يا خرما طلبكار است . بدهكار مقدارى خرما نزد وى مىفرستد . آنگاه از پرداخت بقيه ناتوان مىشود ؛ از اين رو تعدادى دينار به سوى طلبكار مىفرستد و مىگويد : با اينها خرما بخر و باقيماندهء طلب خود را از آن بردار . امام عليه السلام فرمود : در صورتى كه به وى اطمينان داشته باشد ، اشكال ندارد . » 971 - ( 4 ) ابوالصباح كنانى روايت مىكند كه امام صادق عليه السلام فرمود : « در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله شخصى از ديگرى پانزده وَسَق [ / دو هزار و هفتصد كيلوگرم ] خرما طلبكار بود . بدهكار درخت خرمايى داشت و به طلبكار گفت : خرماى نخل مرا در برابر خرمايت بردار ! ولى طلبكار نپذيرفت . از اين رو نزد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله رفت و گفت : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ! فلان كس پانزده وَسَق خرما از من طلبكار است . با او صحبت كن كه خرماى درخت مرا بهجاى طلبش بپذيرد . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرستاد و او را نزد خود فراخواند . آنگاه به وى فرمود : اى فلانى ! خرماى درخت اين شخص را بهجاى طلبت بگير ! طلبكار گفت : اى رسول خدا ! آن به اين مقدار نيست و نپذيرفت . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به صاحب درخت دستور داد خرماى درختش را بچيند . او نيز آنها را چيد . آنگاه پانزده وسق براى طلبكار پيمانه كرد . امام صادق عليه السلام در ادامه فرمود : ربيعة الراى وقتى اين ماجرا را دربارهء پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله شنيد ، گفت : اين رباست . ابوالصباح گويد : من گفتم : خداوند را گواه مىگيرم كه ربيعه از دروغگويان است . امام عليه السلام فرمود : راست گفتى ! » مرحوم شيخ طوسى قدس سره مىفرمايد : « توجيه اين حديث آن است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به طلبكار نصيحت كرد كه خرماى نخل را بهجاى طلبش بر وجه صلح و با وساطت پيامبر صلى الله عليه و آله بپذيرد ، نه اينكه آن را در برابر طلبش خريدارى كند و آنگاه كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مشاهده كرد وى به اين پيشنهاد پاسخ مثبت نداد ، داوطلبانه از مال خودش خرماى طلبكار را پرداخت كرد و در حديث نيامده است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله خرماى نخل را در برابر آنچه پرداخت كرد ، دريافت كرد . » ارجاعات گذشت : در روايات باب نهم از بابهاى ربا ، آنچه بر اين باب دلالت مىكند . همچنين روايات باب پيشين و باب بعدى را بنگر كه مناسب با اين مقام هست .